گفتم آهن دلي كنم چندي ندهم دل به هيچ دلبندي وانكه را ديده در دهان تو رفت هرگزش گوش نشنود پندي
تا از صفر آغاز شدم و "به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم"... همه چیز برقصند بر من اوفتاده در پایتان که منت خدای را عزوجل که عصیانگر شدم و گنه ام شمایید ...